رسالت قلم

رسالت قلم

۱۴ مرداد, ۱۴۰۵
۱۴ مرداد, ۱۴۰۴
بدون دیدگاه
4
DrAliMohammadi

قلم، آن عصای جادویی اندیشه، نه تنها واژه‌ها را بر صفحه می‌لغزاند، بلکه روح را از تاریکی جهل به روشنای دانایی می‌برد. قلمی که حقیقت را می‌نویسد، نه در پی رضایت است و نه در بند ترس، او تنها در خدمت روشنایی است، بی‌پروا، بی‌تملق و بی‌تزویر.

در جهانی که نقاب‌ها بر چهره‌ها نشسته‌ و واژه‌ها گاه به خدمت فریب درمی‌آیند، قلم حقیقت‌نویس چون شمشیری از نور است که پرده‌ها را می‌درد. او نه از هیاهوی بازار می‌هراسد، نه از سکوت سرد شب. او می‌نویسد، چون نوشتن برایش رسالت است. او می‌نویسد که نوشتن برایش عبادت است. عبادتی در محراب صداقت.

این قلم، گاه تلخ می‌نویسد، چون حقیقت همیشه شیرین نیست. گاه می‌لرزد، چون حقیقت گاه سنگین است. اما هرگز دروغ نمی‌نویسد، چون دروغ، زهر است و این قلم، از جوهر جان تغذیه می‌کند.

قلم حقیقت‌نویس، نه تنها راوی زمانه است، بلکه سازنده آن نیز هست. او تاریخ را نمی‌نویسد، بلکه آن را می‌سازد. واژه‌هایش چون بذرهایی‌اند که در خاک ذهن‌ها کاشته می‌شوند و روزی، درختان آگاهی می‌رویانند.

و اما قلمی که سزاوار شکستن است!

در گستره‌ی بی‌کران زمان، آن‌جا که تاریخ چونان دفتر فرسوده‌ای در طاقچه‌ی خاطره‌ها آرمیده است، واژگان نه با مرکب حقیقت، بلکه با جوهر قدرت نگاشته شده‌اند. هر برگش، گاه آیینه‌ای‌ست از شکوهی راستین، و گاه پرده‌ای‌ست از تحریفی موذیانه، که چهره‌ی حقیقت را در نقاب مصلحت پنهان می‌سازد.

آنگاه که قلم، نه در خدمت روشنایی، بلکه در بند توجیه ظلم به حرکت درآید، فریادی از ژرفای وجدان انسانی برمی‌خیزد: «قلمت بشکند!» این نفرین، نه بر نوشتن، بلکه بر آن نوشتنی‌ست که حقیقت را قربانی تاج و تخت می‌کند و درد مردم را در حاشیه‌ی فراموشی می‌نهد، تا صدای ستمگر تیتر زرین روزگار گردد.

قلمِ بی‌عدالت، نه ابزار دانایی، بلکه زندانی‌ست برای اندیشه‌ها، زنجیری‌ست از روایت‌های یک‌سویه که نسل‌ها را در ظلمت نادانی اسیر می‌سازد. چنین قلمی، به جای برافروختن چراغ آگاهی، سایه‌ای از جهل بر جان آدمی می‌افکند.

اما اگر قلمی برخیزد که از دل حقیقت بجوشد، که درد را بی‌پیرایه روایت کند، که صدای بی‌صدایان باشد و آینه‌ی بی‌غبار تاریخ، آن قلم نه تنها نباید بشکند، بلکه باید بر دیده نهاده شود و ستایش گردد. چرا که در جهانی که حافظه‌ی جمعی با واژه‌ها شکل می‌گیرد، قلم مسئولیتی دارد سنگین‌تر از شمشیر و رسالتی دارد سترگ‌تر از تاج.

اگر قلم، به جای ساختن ویران کند، به جای روشنی، تاریکی بیاورد و به جای عدالت، چهره‌ی ظلم را بزک نماید، آری، آن‌گاه باید گفت: «قلمت بشکند!» چرا که چنین قلمی، نه راوی حقیقت، بلکه دلقک دربار قدرت است.
پس این نفرین، نه بر تاریخ، بلکه بر آن قلمی‌ست که دروغ را به جای حقیقت می‌نگارد، و وجدان را در پای مصلحت قربانی می‌کند. در برابر چنین قلمی، سکوت خیانت است و اعتراض، وظیفه‌ای مقدس.

دکتر علی محمدی | مرداد ۱۴۰۴

یادداشت‌های اخیر

آرشیو یادداشت‌ها

دیدگاه شما

ارتباط با ما

02122729259

09126132399

تهران، نیاوران، خیابان همایونفر، خیابان اردلان، پلاک ۶ واحد ۱

info@lawyerdralimohammadi.ir

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به موسسه حقوقی و مطالعاتی دکتر علی محمدی می‌باشد.

طراحی سایت و پشتیبانی: فرنام وب